خرید بک لینک
بند بگسل باش آزاد ای پسر چند باشی بند سیم و بند زر گر بریزی بحر را در کوزه یی چند گنجد قسمت یک روزه یی کوزه ی چشم حریصان پر نشد تا صدف قانع نشد پر در نشد هر که را جامه ز عشقی چاک شد او ز حرص و عیب کلی پاک شد شاد باش ای عشق خوش سودای ما ای طبیب جمله علت های ما ای دوای نخوت و ناموس ما ای تو افلاطون و جالینوس ما جسم خاک از عشق برافلاک شد کوه در رقص آمد و چالاک شد . دید از زاریش کو زار دل است تن خوش است و او گرفتار دل است عاشقی پیداست از زاری دل نیست بیماری چو بیماری دل علت عاشق ز علت ها جداست عشق اسطرلاب اسرار خداست عاشقی گر زین سر و گر زان سر است عاقبت ما را به آن شه رهبر است هرچه گویم عشق را شرح و بیان چون به عشق ایم خجل باشم از آن گر چه تفسیر زبان روشنگر است لیک عشق بی زبان روشن تر است چون قلم اندر نوشتن می شتافت چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت عقل در شرحش چو خر در گل بخفت شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلی بایدت زو رو متاب

برچسب: گل هایی از رونالدو,گل هایی از گلزار ادب,گل هایی از گلستان سعدی, نویسنده: مانی رادمنش تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 10:10

ناله ی مرغ گرفتار نه گرفتار بود هر که فغانی دارد ناله ی مرغ گرفتار نشانی دارد راز عشق آن نبود کس به اشارت گوید سر این نکته ی سربسته نشانی دارد غیرتم پیش تو نگذاشت که گویم بد غیر ورنه هر کس که ببینی تو زبانی دارد شدم انگشت نما در همه ی شهر آیا هر که چشمش به تو افتاد نشانی دارد رحم بر جان خود از آه شرربارم کن که به کف دامن تو سوخته جانی دارد شعر فوق که مصرع اولش در جامعه مثل شد ه و بر زبان عوام جاری است از مجمر اصفهانی است حسین طباطبایی زواره یی ملفب به مجمر اصفهانی در 1155 شمسی( 1190 قمری) در زواره استان اصفهان به دنیا آمد و در سن سی و سه سالگی و اوایل جوانی

برچسب: مجمر اصفهانی,اشعار مجمر اصفهانی,زندگینامه مجمر اصفهانی,دیوان مجمر اصفهانی,دیوان اشعار مجمر اصفهانی,شعر مجمر اصفهانی,دانلود دیوان مجمر اصفهانی, نویسنده: مانی رادمنش تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 14:10

صفحه بندی